یاسیاس، تا این لحظه: 21 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

یاس

کادو

امروز بعد از ظهر من با مادر و پدرم به بازار رفتیم و برای تولد دوستم یک عروسک کیتی بزرگ خریدم چون او از کیتی خوشش میاد فردا تولد ملیکا توی خانه بازی آفتابگردانه ، اونجا بازی هم میکنم جای شما بچه ها خالی است ...
20 ارديبهشت 1392

تولد چهار سالگی

چهار سالم که شد مادرم یه کیک برام خرید و با هم رفتیم خونه آقا جون . خاله رقیه با فاطمه هم اومده بودن . اون موقع فاطمه یکسال و نیمش بود. چند تا عکس دارم که براتون می ذارمش .   ...
19 ارديبهشت 1392

من و محدثه

محدثه دوستمه اون دختر همسایمون هم هست امروز اومد خونمون تا با هم بازی کنیم . محدثه کلاس اول دبستانه اونم امتحاناتش رو داده و دیگه مدرسه نمی ره . من فردا می خوام برم تولد دختر همکار پدرم که با من دوسته . از تولد عکس می گیرم و عکساش رو براتون می ذارم. مامان عکسایی از اون موقع که کوچیک بودم رو داره برام مرتب می کنه که بتونم توی وبلاگ براتون بذارم . ...
19 ارديبهشت 1392

کارتون

من امروز از صبح زود ساعت تقریبا 9 کارتون نگاه کردم  و منتظر تن تن بودم مادرم می خواهد کلاس زبان و نقاشی و سفالگری من را بفرستد ...
18 ارديبهشت 1392

خونه آقا جون

من الان خونه ی آقا جون هستم. فاطمه از کلاس زبان اومد اینجا- حالا ما می خوایم باهم بازی کنیم.   من و فاطمه دختر خاله ام توی اتاق دایی جان داشتیم کارتون نگاه می کردیم. ...
18 ارديبهشت 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به یاس می باشد